گل هميشه نازم
12/1/1387 :: 3:4 عصر
طلوع مي کند آن آفتاب پنهاني
زسمت مشرق جغرافياي عرفاني
دباره پلک دلم مي پرد نشانه چيست
شنيده ام مي آيد کسي به مهماني
کسي که نقطه ي آغاز هر چه پرواز است
تويي که در سفر عشق خط پاياني
کنار نام تو لنگر گرفت کشتي عشق
بيا که ياد تو آرامشي است طوفاني
*قيصر امين پور*

20/11/1386 :: 12:32 عصر
نقل است که ناصرالدين شاه وقتي به اولين سفر اروپايي خود رفت در کاخ ورساي و توسط پادشاه فرانسه- يکي از همين لويي هايي که امروز تبديل به ميز و صندلي شده اند- از او پذيرايي شد، بعد از مراسم شام، اعليحضرت سلطان صاحبقران به قضاي حاجتش نياز اوفتاد و با راهنمايي يکي از نوکرها به سمت يکي از توالت هاي کاخ ورساي هدايت شد. سلطان صاحبقران بعد از ورود به دستشويي هرچه جستجو کرد چيزي شبيه به "مبال" هاي سنتي خودمان پيدا نکرد و در عوض کاسه اي ديد بزرگ که معلوم نبود به چه کار مي آيد، غرورش اجازه نمي داد که از نوکر فرانسوي بپرسد که چه بکند پس از هوش خود استفاده کرد و دستمال مبارکش را بر زمين پهن کرد و همان جا....! حاجت که برآورده شد سلطان مانده بود و دستمالي متعفن؛ اين بار با فراغ خاطر نگاهي به اطراف انداخت و پنجره اي ديد گشوده بر بالاي ديوار و نزديک به سقف که در دسترس نبود پس چهار گوشه ي دستمال را با محتويات ملوکانه اش گره زد و سر گره را در دست گرفت و بعد از اين که چند بار آن را دور سر گرداند، تا سرعت و شتاب لازم را پيدا کند، به سوي پنجره ي گشوده پرتاب کرد تا مدرک جرم را از صحنه ي جنايت دور کرده باشد. گويا نشانه گيري ملوکانه خوب نبوده چون دستمال بعد از اصابت به ديوار باز مي شود و محتويات آن به در و ديوار و سقف مي پاشد. وضع از اول هم دشوارتر مي شود. سلطان، بالاجبار، غرور را زير پا مي گذارد، از دستشويي بيرون مي رود و به نوکري که آن پشت در انتظار بود کيسه اي پول طلا نشان مي دهد و مي گويد اين را به تو مي دهم اگر اين کثافت کاري که کرده ام رفع و رجوع کني. مي گويند نوکر فرانسوي در جواب ايشان تعظيم مي کند و مي گويد من دو برابر اين سکه ها به اعيلحضرت پادشاه تقديم خواهم کرد اگر بگويند با چه ترفندي توانسته اند روي سقف برينند!
و به اين ترتيب ناصرالدين شاه يکي از اولين ايراني هايي بود که در برخورد با تمدن غرب دچار "شوک آفتابه" شد و خود را باخت. هنوز هم زيادند کساني که وقتي براي اولين بار متوجه مي شوند "آفتابه" يک اصل مسلم بين المللي نيست و مي توان بدون آن هم زندگي کرد خود را گم مي کنند و يک شبه فرنگي مي شوند.
14/9/1386 :: 1:51 عصر
دلت را خانه ي ما کن مصفا کردنش با من
به ما درد دل افشا کن مدارا کردنش با من
اگر گم کرده اي در دل کليد استجابت را
بيا يک لحظه با ما باش پيدا کردنش با من
بيافشان قطره اشکي که من هستم خريدارش
بياور قطره اي اخلاص دريا کردنش با من
اگر در ها به رويت بسته شد دل بر مکن باز آ
در اين خانه دق الباب کن وا کردنش با من
به من گو حاجت خود را اجابت مي کنم آني
طلب کن آنچه مي خواهي مهيا کردنش با من
بيا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را
بياور نيک بد که جمع و منها کردنش با من
چو خوردي روزي امروز ما را شکر کن نعمت
غم فردا نخور فردا مهيا کردنش با من
به قرآن آيه ي رحمت فراوان است اي انسان
بخوان هر آيه را تفسير و معنا کردنش با من
اگر عمري گنه کردي مشو نوميد از رحمت
تو توبه نامه را بنويس امضا کردنش با من
1/9/1386 :: 10:10 صبح
تولد امام هشتم حضر ت امام رضا(ع) مبارک باد
![]()
کجا دنبال مفهومي براي عشق مي گردي
که من اين واژه را تا صبح معنا مي کنم هر شب
8/7/1386 :: 7:57 عصر
شهادت حضرت علي (ع) مولاي موتقيان تسليت باد

7/7/1386 :: 11:1 عصر
حقته بي قراري
شيون و گريه زاري
تو هموني که مي گفتي هيچي
دوسم نداري
فرقي اگه نداره
بود و نبودن منپس چرا غرق اشکي
موقع رفتن من
قيد منو ديگه بزن
که دارم از اينجا مي رم
تنها ميدم دل به سفر دست تو رم نمي گيرم
فرقي اگه نمي کنه
گيه و زاري چيچيه
برنمي گردم تا نگي
اون که تو قلبته کيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
18/6/1386 :: 12:2 صبح
صادقانه /
آب در کوزه و ما تشنه لبان مي گرديم يار در خانه و ما گرد جهان مي گرديم
چقدر اين در و اون در مي زني که يکي جواب رو بده ، باهات حرف بزنه. چقدر به اين و اون التماس مي کني که يکي دو دقيقه بشينن و به حرفات گوش بدن. درسته ، حرفات خيلي قيمتيه ، خودت هم .اما آدم ، حرفاي قشنگ رو که به همه نمي زنن . اصلاً بعضي ها ظرفيت گوش دادن ندارن .
وقتي خود خدا به حضرت موسي (ع) مي فرمايد:موسي حتي علف گوسفندت و نمک و خمير نانت را از من بخواه ديگه جاي بحث و در به دري و هزار مکافات ديگه نيست . اصلاً خودش هم به حرفات گوش مي ده. هميشه و همه جا هست . تازه تو خوابم مي توني باهاش حرف بزني . ديگه چي از اين بهتر.
واقعاً بد رسميه که بعضي از آدما از آشنا ترين آشناي خودشون ، از محبوب و معشوق خودشون غافل مي شن و ميرن دنبال عطش ديگه.
کاش هميشه فقط خدا عطش ما مي شد و بس.اگه اين جوري مي شد به مرور زمان همه ي اون کساني که خد ا تو رو به اونا حواله داده ، يکي يکي پيدامي شن و جعمتون جمع مي شه .
خب! بياين يه قولي به هم بدين که از اين به بعد چند کار رو انجام بديم تا خدا هميشه مال خودمون باشه :اول اينکه دل کسي رو نشکونيم ،دوم اينکه همه رو دوست داشته باشيم،سوم اينکه زياد به پدر و مادرمون احترام بگذاريم، و چهرم اينکه به ياد داشته باشيم که مولايي مواظب و ناظر بر اعمال ماست.
خدا رو دوست داشته باشيد تا همه شما رو دوست داشته باشند.
18/6/1386 :: 12:0 صبح
گريه هايم بي صداست عشق من بي انتهاست
ردپاي اشک هايم را بگير تا بداني خانه عاشق کجاست
17/6/1386 :: 11:59 عصر
کاش قلبم درد پنهاني نداشت
چهره ام هرگز پريشاني نداشت
روزها ي آخر تقويم عشق
حرفي از يک روز با راني نداشت
کاش مي شد راه سخت عشق را
بي خطر پيمود و قرباني نداشت
17/6/1386 :: 11:53 عصر
امشب به قصه ي دل من گوش مي کني
فردا مرا چو قصه فراموش مي کني
10/6/1386 :: 3:0 صبح
ديگه دلم واست تنگ نمي شه
ديگه تنها مي موني واسه هميشه
تو که مي گفتي اينجا مي موني
چرا آخه منو از خودت مي روني
چطور دلت اومد ولم کني
بري پشت سرم حرف بزني
چطور دلت اومد تنها بشم
ميون عاشقا رسوا بشم

8/6/1386 :: 8:0 صبح

در موج خنده هايت قايق بسي شکسته
در قايق شکسته قلب کسي نشسته
5/6/1386 :: 2:0 صبح
زندگي يعني چکيدن همچو شمع از گرمي عشق
زندگي يعني دويدن بي امان در در وادي عشق
رفتن و آخر رسيدن بر در آبادي عشق
5/6/1386 :: 12:11 صبح
خداوندا دلم بي خانه مانه
حريف دل غمزده ي من ناله هامه
خداوندا تو در تقسيم شادي
تو در هر نعمتي به هر که دادي
ببردي نام من را آخر خط
نمي دانم شايد هم در آخرين جلد

30/5/1386 :: 12:0 عصر
1000 مرتبه 900 جمله ي عاشقانه را در 800 بار مختلف به 700 زبان، بيش از 600 نفر مطرح کردم،500 نفر ان ها 400 جمله را در 300 زبان در 200 برگه ترجمه کردند100 بار براي تو در 90 روز خواندم ،روزي 80 بار براي من تکرار کردي 70 بار آن را آموختي پس از 60 روز و 50 ساعت و 40 دقيقه 30 بار از تو 20 سوال کردم 10 بار به 9سوال 8جواب دادي ولي در آخر 7 روز و 6 ساعت فکر کردي روزي 5 مرتبه تو را 4بار دعوت کردم و از تو 3 ساعت خواهش کردم تا 2باره تجديد نظر کني، آن وقت1 بار گفتي
"دوستت دارم ،بي تو هرگز"

خانه
پارسي بلاگ
پست الکترونيک
شناسنامه
RSS
Atom

:: کل بازديدها ::
1621
:: بازديد امروز ::
1
:: بازديد ديروز ::
3
:: پيوندهاي روزانه::
:: درباره خودم ::
:: لينک به وبلاگ ::
| |
:: دوستان من ::
راز گل سرخ
:: لوگوي دوستان من ::
:: اشتراک در خبرنامه ::
نام: | |
ايميل: | |